تاریخ انتشار : سه شنبه 21 فروردین 1403 - 12:22
111 بازدید
کد خبر : 208863

نقدی بر فیلم «نخستین فال» : بازسازی هوشمندانه و آزاردهنده‌ی یک مجموعه فیلم ترسناک کلاسیک

نقدی بر فیلم «نخستین فال» : بازسازی هوشمندانه و آزاردهنده‌ی یک مجموعه فیلم ترسناک کلاسیک

  به گزارش دانلود فیلم و به نقل از برخورد دهنده با گذشت تنها چهار ماه از سال ۲۰۲۴، به نظر می‌رسد می‌توان با اطمینان گفت که این سال، سال فیلم‌های ترسناک با محوریت راهبه‌هاست. پس از فیلم «بی‌گناه» (Immaculate) ساخته‌ی مایکل موهان، پیش‌درآمد/بازراه‌اندازی مجموعه فیلم «فال» با عنوان «نخستین فال» به کارگردانی آرشکا استیونسون،

 

به گزارش دانلود فیلم و به نقل از برخورد دهنده با گذشت تنها چهار ماه از سال ۲۰۲۴، به نظر می‌رسد می‌توان با اطمینان گفت که این سال، سال فیلم‌های ترسناک با محوریت راهبه‌هاست. پس از فیلم «بی‌گناه» (Immaculate) ساخته‌ی مایکل موهان، پیش‌درآمد/بازراه‌اندازی مجموعه فیلم «فال» با عنوان «نخستین فال» به کارگردانی آرشکا استیونسون، کارگردان فیلم‌های «طعم گیلاس نو و درخشان» و «لژیون»، اکران شده است.

در حالی که «بی‌گناه» از فیلم‌هایی مانند «فال» اصلی و «فرزند شیطان» الهام گرفته بود، «نخستین فال» به «بی‌گناه» نشان می‌دهد که چطور باید این کار را انجام دهد و فیلمی آزاردهنده، عجیب و غریب و ناراحت‌کننده خلق می‌کند که علی‌رغم دانستن اینکه داستان به کجا ختم می‌شود، مخاطب را غافلگیر می‌کند.

 

«نخستین فال» داستان مارگارت داینو (با بازی نل تایگر فری) را در اوایل دهه ۱۹۷۰ دنبال می‌کند، زمانی که او قبل از اینکه راهبه شود، به کار در یک یتیم‌خانه در رم می‌رود. مارگارت به لطف کاردینال لارنس (با بازی بیل نای)، که مارگارت را از زمانی که در یتیم‌خانه‌ای آمریکایی بزرگ می‌شد، می‌شناخت، به ایتالیا آورده می‌شود. او در آنجا با لوز (با بازی ماریا کابالرو)، راهبه‌ی آینده‌ی دیگری که می‌خواهد تا زمانی که می‌تواند آزادانه زندگی کند، هم‌اتاقی می‌شود و کارلیتا (با بازی نیکول سوراچه)، دختر بزرگ‌تری در یتیم‌خانه که به عنوان یک بچه‌ی شرور شناخته می‌شود را ملاقات می‌کند.

 

با ورود مارگارت به کلیسا، اتفاقات عجیبی شروع به افتادن می‌کند. به او یادآوری می‌شود که در کودکی تصوراتی داشته است و نمی‌توانسته بفهمد که واقعی هستند یا نه، و به نظر می‌رسد کارلیتا هم همین مشکل را دارد. اما آزاردهنده‌ترین شخصیت، پدر برنان (با بازی رالف اینسون) است که از مارگارت برای کمک به کلیسا درخواست می‌کند. او با کم شدن تعداد کلیسا و زندگی سکولار جوانان، معتقد است که کلیسا در تلاش است تا با به دنیا آوردن دجال، دوباره مردم را به دین بترساند. همانطور که مارگارت شروع به کنار هم گذاشتن این تکه‌ها می‌کند، حقیقت‌های وحشتناکی را می‌بیند که می‌تواند جهان را برای همیشه تغییر دهد.

 

 نخستین فال بیشتر به لحظات آزاردهنده متکی است تا ترس‌های ناگهانی

بر خلاف بسیاری از فیلم‌های ترسناک مدرن، رویکرد استیونسون در فیلم «نخستین فال» بسیار بیشتر با فیلم‌های ترسناک اوایل دهه ۷۰ میلادی، به‌ویژه «فال» مطابقت دارد. این فیلمی نیست که بر ترس‌های ناگهانی تکیه کند، بلکه استیونسون می‌خواهد ما را در وحشت بنشاند و اجازه دهد زیر پوستمان نفوذ کند.

برای مثال، صحنه‌ی افتتاحیه را در نظر بگیرید، جایی که پدر هریس (با بازی چارلز دنس) نزد پدر برنان می‌آید تا توطئه‌ی تولد دجال توسط کلیسا را فاش کند. صحنه‌ای که به دنبال آن می‌آید، به نظر می‌رسد درست از دل فیلم‌های «مقصد نهایی» بیرون آمده باشد، زیرا پنجره‌ای با شیشه‌های رنگی بالای سر دو کشیش می‌شکند و تکه‌های شکسته‌شده مانند باران روی آن‌ها می‌ریزد. ما انتظار داریم نتیجه‌ی این اتفاق، بارانی کابوس‌وار از بریدگی و خون باشد، اما استیونسون این را به ما نمی‌دهند. در عوض، او ما را منتظر نگه می‌دارد تا تعجب کنیم که نتیجه‌ی این لحظه چیست، و انتظار کشیدن آن را بسیار ناراحت‌کننده‌تر از صرفاً غافلگیر کردن ما با صحنه‌های خون‌آلود می‌کند.

 

همین وفاداری به فضایی آزاردهنده است که با فیلم‌های ترسناک اوایل دهه ۷۰ میلادی مطابقت دارد و باعث می‌شود «نخستین فال» فراتر از صرفاً یک بازسازی تجاری یک اثر شناخته‌شده‌ی ترسناک باشد. برخی از صحنه‌ها به شدت تحت تأثیر «فرزند شیطان» ساخته شده‌اند، اما محدودیت در این لحظات و چیزهایی که نمی‌بینیم، آن‌ها را بسیار مؤثر می‌کند. شاید در وحشتناک‌ترین سکانس فیلم، مارگرت در یک اتاق تاریک رها می‌شود، جایی که استیونسون زاویه‌ی دید او را به ما نشان می‌دهد. ما هم مثل مارگرت، در تاریکی می‌مانیم و منتظر می‌شویم تا وحشت‌های سیاهی خود را نشان دهند. پس از چند ثانیه، یک شکل شروع به ظاهر شدن می‌کند، و همانطور که شروع به درک چیزی می‌کنیم که مستقیم به سمت ما می‌آید، این فاش‌سازی باعث می‌شود به اندازه‌ی مارگرت احساس محدودیت و وحشت کنیم. این وضعیت در انتهای فیلم هم بدتر می‌شود، زیرا دیدگاه ما اغلب به آنچه مارگرت می‌تواند ببیند و احساس کند محدود می‌شود، در حالی که شر در حال شکل‌گیری است. «نخستین فال» به راحتی می‌توانست به سمت ترس‌های ناگهانی برود، اما رها کردن ما در وحشت، بسیار تأثیرگذارتر است.

 

هنرنمایی نل تایگر فری، وحشت را در «نخستین فال» واقعی می‌کند

بازی درخشان نل تایگر فری یکی از عوامل موفقیت این فیلم است. در طول فیلم، شاهد تحول او هستیم که گاهی اوقات حتی در یک صحنه اتفاق می‌افتد. فیلمنامه‌ی نوشته‌شده توسط استیونسون، تیم اسمیت و کیت توماس بر اساس داستانی از بن جاکوبی، اطلاعات زیادی را پنهان می‌کند. بنابراین، یک‌بار دیگر، ما در ذهنیت مارگارت قرار می‌گیریم که هیچ ایده‌ای ندارد در اطرافش چه خبر است.

آیا او دوباره عقلش را از دست می‌دهد، آیا این توهمات واقعیت دارند، یا اینکه چیزی حتی بزرگ‌تر در جریان است؟ ما از تمام اتفاقاتی که در حال رخ دادن است اطلاعی نداریم و فری به شکلی آزاردهنده قادر است این ترس از دست دادن عقل را به تصویر بکشد. در یک صحنه، فری حتی ادای احترامی به بازی خیره کننده‌ی ایزابل آجانی در فیلم «مالکیت» ساخته‌ی آندری ژووافسکی ارائه می‌کند، که با توجه به ماهیت داستان، ادای احترامی شایسته است.

 

در طول فیلم، فری عملکردی را ارائه می‌دهد که همیشه ما را در این تردید نگه می‌دارد که آیا او قهرمان است، شخصیت شرور است، یا ترکیبی از هر دو، و تماشای این کشف، لذت‌بخش است.

 

با این حال، بزرگترین مشکل «نخستین فال» این است که به اندازه‌ای که فکر می‌کند باهوش نیست. این فیلم در حال رسیدن به افشاگری‌ای است که مخاطب احتمالاً در همان act اول متوجه آن شده است، که باعث می‌شود بیننده منتظر بماند تا شخصیت‌های فیلم به آن پی ببرند. به طرز عجیبی، فیلمنامه‌ی استیونسون، اسمیت و توماس زمانی تاثیرگذارتر است که به اساطیر اولین فیلم گره می‌خورد، اما در حل رازهای خودش با مشکل روبرو می‌شود. این لزوماً نکوهش‌کننده نیست (با هیچ جسارتی)، اما فیلم می‌تواند خسته‌کننده شود در حالی که شخصیت‌ها متوجه چیزی می‌شوند که ما یک ساعت پیش آن را فهمیده‌ایم.

 

اما به عنوان تجدید حیاتی برای این فرنچایز که مدت‌ها راکد بوده است، «نخستین فال» بازگشت شگفت‌انگیز و قدرتمندی برای این مجموعه است. حتی اگر می‌دانیم این داستان از اینجا به کجا می‌رود، باز هم خواهان داستان بیشتری از مارگارت هستیم. اولین فیلم بلند استیونسون، فیلمی هوشمندانه در ژانر وحشت با تصاویری است که به زودی از ذهن شما پاک نمی‌شود، و با بازی ناراحت‌کننده‌ی فری تقویت شده است. استیونسون نشان می‌دهد که چگونه می‌توان یک فرنچایز را از مرده‌ها زنده کرد و ثابت می‌کند که شاید این مجموعه فقط برای دیمین نباشد. 

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 2 در انتظار بررسی : 2 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.